تبليغاتX

JavaScript Codes دنیای بزرگ 14 تا 18 ساله ها

فقط دبیرستانی ها حق ورود رو دارند.

کشف بازی خواندن ذهن افراد
با عرض سلام خدمت تمامی بکس ۱۴تا ۱۸

امروز اومدم تا در مورد اون آپی که برای تولدم بیرون دادم براتون توضیح بدم.

همون لینکی که ذهن افراد رو میخونه.

اومدم بگم با این که سخت بود اما میعاد سختی نمیشناسه و بالاخره اون لینک رو کشف کرد.

راستش یا خودم گفتم یا ما هم بازی یا بازی نه

برای همین با تلاش و کوشش فراوان این بازی ظاهرا پیچیده رو کشف کردم و اگه بهتون بگم

میدونید اون بازی نه تنها پیچیده نیست بلکه خیلی هم آسونه.

فقط یه چیزی قبلش بهتون بگم

قبل از اینکه به ادامه مطلب برید و راز این بازی رو بدونید خودتون تلاش کنید و سعی کنید

کشفش کنید.

میخوام بدونم چندتا مخ مثل داش میعادتون پیدا میشه که بتونه بازی رو کشف کنه.

اینم لینک بازی : خواندن ذهن افراد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 13:46  توسط میعاد  | 

عکس های جالب از افسانه پاکرو

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 15:14  توسط میعاد  | 

تفریح دخترای دبیرستانی تو ایران
سلام به همه دوستای گل وبلاگیم

امروز یه سوژه آوردم برا خنده

http://tinypic.info/files/py8phse9qzqgemtzi917.jpg

دیدین؟؟؟

اینم یه جور تفریح دیگه

لطفا نظرتونو در مورد این عکس بگین

بای تا های

|+| نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388 ساعت 13:25  توسط میعاد  | 

عکس های جدید از روناک یونسی (خجسته در سریال رستگاران)

http://www.2rnaz.com/khabar/22_870820_L600.jpg


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388 ساعت 21:33  توسط میعاد  | 

تولدم پساپس مبارک
سلام به همه دوست جونای وبلاگی خودم

چطورین شماها؟؟؟

خوبین؟؟؟

راستش کلی حرف برای زدن دارم که مثل همیشه حالگیری میکنم و هیچکدومشونو نمینویسم

اومدم بگم ۵روز پیش در سال ...... من به دنیا اومدم و در سال ۸۸ هفده سالمو تموم کردم.

۱۷ تیر بود که آسمان لرزید و پسری به دنیا آمد تا به همگان ثابت کند که ...

ولش کن زیاد شاعرانه اش نمیکنم. ولی تولدمو اول به خودم بعد به همه دوستای گلم تبریک میگم.

ایشاالله صد سال عمر مفید داشته باشم

من دیگه میرم ولی حتما به زودیه زود بر میگردم و دوباره آپ میدم بیرن

فعلا بای

منتظر کامنت های خوشگل و پرمحتواتون هستم

بای بای

سلامی دوباره

امروز دوباره اومدم تو همین پست تا یه هدیه به مناسبت تولدم بهتون بدم.

آخه هرچی فکر کردم دیدم بی معرفتی دست خالی بیام و تولدمو تبریک بگم

یه لینک توپ براتون آوردم که میتونه ذهنتونو بخونه

باورتون نمیشه؟؟؟؟

خودتون ببینید اونوقت حتما باور میکنید.

اینم لینکش: خواندن ذهن افراد

بای تا های دوباره

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 ساعت 21:32  توسط میعاد  | 

مینویسم برای هر آنکه نوجوان است از جنس آریایی
سلام به همه ی جیگرای وبلاگی

اومدم یه ابراز وجودی کنم و یه گپ و گقتمان صمیمی با شمای دوستای

 خوشگل وبلاگیم داشته باشم.

اول از همه میخوام تو این وبلاگ وضعیت اخیر ایران رو محکوم کنم و به

عنوان یه ایرانی و به نمایندگی از طرف همه ی نوجوانان آریایی از دولت

بخوام هر چه سریعتر به این وضعیت خاتمه بده.

بعد به خانواده ندا آقاسلطان و همه عزیزانی که در اغتشاشات اخیر که

در جمهوری اسلامی ایران رخ داد مجروح یا شهید شدن تسلیت میگم.

راستش دلم خیلی پره ولی چون کاری به سیاست ندارم ترجیح میدم

زیاد در این مورد صحبت نکنم.

بعد در مورد کنکور بگم که سالی دیگه همین موقع منه بیچاره باید

سر جلسه با ضربان قلب +۱۲ و فشار خون بسیار بالا و استرسی

عمیق که تمام وجودم رو فرا گرفته سر جلسه حاضر بشم.

دیروز معدل امتحان نهایی ام رو گرفتم. چون خوب نشدم در موردش

چیزی نمیگم

از این حرف ها که بگذریم بریم سراغ یه انتقاد دیگه از عملکرد دولت

راستش بعد از انتخابات سایت کلوب.کام فیلتر شد.

نمیدونم چندنفرتون با این سایت آشنا هستین ولی خداییش موردی

نداشت که بخواد فیلتر شه. لطفا همگی با هم کلوب.کام رو جز لیست

اشتباهی فیلترینگ به دولت معرفی کنید شاید خدا فرجی کنه.

حرف زیاده هاااااا عوضش فرصت کم

همتون رو به خدای بزرگ میسپارم.....................یا علی

خدانگهدار

|+| نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 20:7  توسط میعاد  | 

روز طبیعت مبارک
 

 

 

 

 

سلام دوستای خوب میعاد

خوب هستین؟؟؟

امیدوارم همتون روز طبیعت رو به خوبی به در کرده باشین.

امروز به من که خیلی خوش گذشت.

اومدم تا ۱۳ به در رو به شما جیگرا تبریک بگم.

راستش تو ایام عید مجالی رسید تا ۳ بار وبلاگم رو

آپ کنم و از این بابت خیلی خوشحالم.

راستی ازتون خواهش میکنم منو فراموش نکنید

و هر از چندگاهی بهم سر بزنین

تا وقتی کامنت چک میکنم دلم نگیره.

روز طبیعت رو به همه ی شما عزیزان تبریک میگم.

دوستتون دارم پس دوسم داشته باشین

خدا حافظ

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 ساعت 21:1  توسط میعاد  | 

hot
نمونه یک سوء استفاده ایرونی:

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن


منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام 
 

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت ...

 


یه لینک جالب حتما کلیک کن

تست تمرکز

|+| نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388 ساعت 14:3  توسط میعاد  | 

عیدتون مبارک

سلام سلام صدتا سلام ۱۲۹۹ تا سلام

خوب هستین عزیزای دل میعاد

ایشاالله که همیشه خوب باشین

میدونم عزیزانم شما هم مثل من با شروع تعطیلات هم خوشحالید

 هم یه بی نظمی تو زندگیتون احساس میکنید.

قبل از اینکه بیشتر از این صحبت کنم رسما عید نوروز رو به همه ی

نوجوونای آریایی تبریک میگم و بلند شعار میدم:

 هر روزتان نوروز              نوروزتان پیروز

ایشاالله همینقدری که الان خوشحالید همیشه اینقدر خوشحال باشین.

من تصمیم داشتم عید نوروز رو فقط بشینم بخونم ولی اینقدر سرگرم

تفریحاتم شدم که درس رو به کلی فراموش کردم و اینم بگم

که به هیچ وجه از اینکه تو این ایام خودمو تو خونه حبس نکردم

و قید درس رو زدم ناراحت نیستم چون به نظر من این ایام تو کل سال

فقط و فقط یه بار پیش میان و آدم نباید از دستشون بده.

با اینکه امسال به علت فوت یکی از بستگانم نشد با خانواده مسافرت

آنچنانی برم ولی بازم به نظرم خیلی خوش گذشت.

اگه بخوام بیشتر از این حرف بزنم مطمانم هم شما خسته میشین

هم من الان به کلی از کارام نمیرسم.

پس میرم و با یک تیر دو نشون میزنم : هم شما خسته نمیشید

هم من میرم به کارام میرسم.

برای همه ی شما آرزوی موفقیت میکنم و ازتون میخوام همه ی شما

 نیز متقابلا برای من آرزوی موفقیت کنید. برای تیم ملی هم که فردا با

عربستان بازی داره دعا کنید تا عرب ها رو در هم بشکنیم.

دوستتون دارم/ دوستم داشته باشیننه یعنی دوستتون دارم

و همتون رو به خدای متعال میسپارم.

بای بای

|+| نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388 ساعت 15:37  توسط میعاد  | 

درد و دل

دینگ*****************دینگ

سلام به همه دوستای خوب و نازنین وبلاگیم.

خوبین/خوشین/در سلامتی کامل به سر میبرین هووو.

اول از همه عید غدیر رو به همه شما خوشگل ها تبریک میگم.

راستش اصلا به خاطر همین تعطیلات ۳ روزه تونستم بعد از

مدت ها بیام و یه حالی به وبلاگم بدم.

با اینکه امتحان هام داره شروع میشه و درس هام خیلی

سنگین هستن ولی دلو زدم به دریا اومدم که

خلاصه ی خیلی خیلی کوچیکی از این مدتی که

نبودم رو براتون بگم.

اول از همه باید بگم با شروع مدارس من درس ها رو خیلی

جنگی شروع کردم و اگه همونطوری ادامه میدادم سالی

دیگه پزشکی که سهله رتبه ام تک رقمی میشد.

ولی با عرض تاسف هنوز یک ماه بیشتر از

مدرسه ها نگذشته بود که داش میعادتون وارد حاشیه شد

و یه خورده از درس ها فاصله گرفت.

(اینکه چه حاشیه ای بماند)

بعد از اون مدت همچنان تو حاشیه قرار گرفتم تا اینکه

به اوج بحران رسیدم یعنی ۲ساعت مطالعه در هفته

میدونم برای کسی که میخواد پزشکی

قبول شه این میزان مطالعه در هفته خیلی خیلی کمه

و با این وضعیت باید برم دانشگاه آزاد

ولی چه میشه کرد یه نوجوونی تو سن و سال من

با ایده ها و تخیلاتی که در ذهن میپرورونه مستعد هست

که خیلی زود وارد حاشیه بشه.

الان که به خودم اومدم دیدم

متاسفانه چون خیلی وقت بود که درس نخونده بودم

 اصلا روم نمیگرده برم طرف کتاب ها خدا کنه بتونم

برای امتحان های ترم اول خودمو جمع کنم و

معدلم رو به حدی برسونم که ازم توقع میره

بچه های خوب وبلاگی تورو خدا برام دعا کنید.

میدونم که میتونم فقط باید بخوام ولی هر کار میکنم

نمیخوام شاید عجیب باشه ولی حقیقت رو گفتم.

خوب دیگه یه خورده زیادی پرحرفی کردم ولی دلم خیلی

پر بود و احساس کردم بهترین راه برای آروم کردنم درد و دل

کردن با دوستای خوب مجازیم در اینترنت هست.

 mer30

 bye bye

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 14:59  توسط میعاد  | 

فرصتی دوباره

سلام به همه ی دوستای خوبم

 بازم میعاد توی نت بیکار شد و

 تصمیم گرفت که بیاد یه خورده با دوستاش درد و دل کنه.

عزیزانم اول از همه باید به این نکته اشاره کنم که میعاد

چون امسال و سال دیگه سال سرنوشتش هسته و میخواد

پزشکی قبول بشه با باز شدن مدارس میخواد سفت و سخت

بچسبه به درسش و تمام تفریحاتش رو نه اینکه

بزاره در کوزه آبشو بخوره ولی باید به حداقل برسونه.

پس از دوم مهر با شروع مدارس من شاید فقط

پنج شنبه ها و روزهایی که فرداش تعطیله بیام نت

اونم به مدت حداکثر ۱ساعت نه بیشتر.

ولی شما فراموشم نکنید و برام کامنت بزارین من

هفته ای یه بار میام کامنت هام رو چک میکنم.

اینم بدونید که داش میعادتون چه باشه چه نباشه

در هر لحظه به یاد دوستای وبلاگیش هست.

دوستان عزیزم برای اینکه فاصله ها

نتونه مارو از هم دور کنه لطفا همگی در خبرنامه ی من

عضو بشن. زیاد سخت نیست بالا اسمتو مینویسی

پایین ایمیلتو. اینطوری نام و ایمیل شما پیش من

بایگانی میشه و من بعد از هر مدتی که برگشتم

لیست ایمیل های دوستای خوبمو دارم.

عزیزانی هم که مایلند میتونن منو تو یاهو ادد کنند.

دوستان برگشت دوباره ی من به وبلاگ برگشت

متفاوتی خواهد بود. اینو قول میدم اینجا رو به نوبه خودم

 تبدیل به بزرگترین تفرجگاه برای نوجوانان عزیز در نت بکنم.

درضمن وبلاگ من فقط محدودیت سنی داره ولی

محدودیت مکانی نداره. یعنی اینکه شما از هر کجای

ایران هستید باشید مهم این است که نوجوانید و آریایی.

حتی نوجوان هایی ایرانی مقیم خارج از کشور رو هم

با گرمی پذیرا میباشیم.

هدف ما یک چیز است و آن اینکه تمام نوجوان های

ایرانی را در یک محفل گرم و صمیمی جمع کنیم.

این هدف فقط در صوتی میسر میباشد که شما بخواهید.

پس این وبلاگ را به دوستان نوجوانتان هم معرفی کنید.

به یاد داشته باشید که به فیلترینگ ایران و بلاگفا هیچ

حسابی نیست. شاید همین فردا بدون دلیل وبلاگ من

مسدود یا فیلتر شد. اینطوری دیگه هیچ پل ارتباطی

بین من و نوجوانان دیگر وجود ندارد. پس هرچه سریعتر

یا در خبرنامه عضو بشین یا منو در یاهو ادد کنید.

نماز روزه هاتونم قبول حق باشه.

همتونو دوست دارم و به خدای متعال میسپارم.

بــــــــــــــــــــــــــــــــــای

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ساعت 12:23  توسط میعاد  | 

دوباره اومدم
سلام سلام به تمامی دوستای خوب وبلاگیم خیلی خیلی خوش آمدین

اول از همه ماه مبارک رمضان رو به همه ی عاشقان تبریک عرض میکنم.

بعدش اینکه الان خیلی خوشحالم بالاخره وبلاگ ما بعد از مدت ها

 درست شد تو این مدت خیلی براش زحمت کشیدم آخه هرکار

میکردم صفحه بالا نمیومد و لود نمیشد. بعد از کلی تلاش تونستم

عیب یابیش کنم و عیبشو برطرف کنم الانم خیلی خوشحالم

کامنت فراموش نشه دوستان عزیز

نماز روزه هاتونم قبول. در پناه حق     بـــــــــــــــــــــــــــــای

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 ساعت 13:49  توسط میعاد  | 

عذرخواهی در مورد آپ دوستیابی

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز با عرض معذرت

پستی که دیروز آپ کردم مورد اعتراض شدید چندتا از دوستان

 واقع شد که به صورت خصوصی به من گفته بودند این کار

 با قوانین ما مغایرت داره و از اینجور حرف ها من رو تحت فشار

 قرار دادند و  مجبور شدم که پاکش کنم و از این بابت از همه

دوستان عزیزم عذر میخوام.

|+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 11:4  توسط میعاد  | 

دختری که پسر بود

دخترک آکاردئون می زند...جلوی سینمایی در... زمانی که فیلم به پایان می رسد به سمت جمعیتی می آید که بعد از دیدن فیلم قصد دارند به سمت خانه خود حرکت کنند. برخی بی توجه به او و برخی پولی به او می دهند... شاید از سر دلسوزی به خاطر اینکه راه امرار معاش یک دختر نوجوان نواختن آکاردئون در کوچه و خیابان است. از سر کنجکاوی از او در مورد زندگی اش و چرایی زندگی او به این صورت می پرسم و اینکه به عنوان یک دختر نوجوان چگونه حاضر می شود تا پاسی از شب در خیابان آکاردئون بنوازد...اما در همین گپ و گفت است که می گوید:"مرد که از خیابان و کار کردن نمی ترسد..." و پسرک مقنعه اش را در می آورد و با لحنی جدی می گوید:"زمانی که یک دختر هستم مردم برای آکاردئون زدنم بیشتر پول می دهند..." به هر حال این مرد کوچک نان آور خانه است و درآمد بیشتر نیاز او... .

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 17:29  توسط میعاد  | 

تست IQ

به عکسی که در متن کامل میبینید توجه کنید اگر شما این خانوم را در حال چرخش در جهت عقربه های ساعت می بینید شما از سمت راست مغز خود استفاده می کنید
اگر جهت چرخش را برعکس می بینید، شما از سمت چپ مغز خود استفاده می کنید.
بعضی از مردم هر دو جهت را مشاهده می کنند. اما بیشتر مردم تنها یک جهت را مشاهده می کنند.
اگر شما سعی کنید هر دوجهت را ببینید و به این کار موفق شوید ضریب هوشی شما از 160 بیشتر است که ضریب هوشی افراد بسیار باهوش است

 
بزرگترین سایت تفری2fan.irحی آموزشی ایران
|+| نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 13:22  توسط میعاد  | 

نکات روانشناسی
چرا بعضی از والدین نسبت به نوجوانان سخت گیری می کنند؟
دانش آموزان چگونه به درس و مدرسه علاقه مند می شوند؟
نیازهای روانی دوران نوجوانی چه هستند؟
نوجوانی چیست؟
چرا گریه می کنیم؟
شما همانی هستید که فکر می کنید
سرانجام تماشای تلویزیون خوب است یا بد؟
چرا نوجوانان نسبت به تغذیه خود حساس می شوند؟
ویژگی های عاطفی دوره نوجوانی چیست؟
هوش, استعداد, خلاقیت
برای تصحیح رفتار پرخاشگرانه چه باید کرد؟
چرا بعضی از نوجوانان پرخاشگر و خشن می شوند؟
پرخاشگری راه خوبی برای حل اختلاف نیست
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 16:25  توسط میعاد  | 

پاسخ هوشمندانه
آقاى جك رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه كرده بود و كراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شركت جواب بدهد .
 آقاى مدير شركت، بجاى اينكه مثل نكير و منكر از آقاى جك سين جيم بكند، يك ورقه كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
 "شما در يك شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميكنيد، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يكى از آنها پير زن بيمارى است كه اگر هر چه زود تر كمكى به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست كه حتى يك بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است كه زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در كنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يك جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مى كنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى كه آقاى جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شركت در آيد.
 راستى، ميدانيد آقاى جك چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه كار ميكرديد ؟؟
 

 و اما پاسخ آقاى جك :
 آقاى جك گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند
 
***
هرچند که احتمالا این داستان تخیلی است و هیچ مدیر شرکتی اینقدر بی مسئولیت نیست که کارمندانش را از چنین طریقی انتخاب کند اما پاسخ جک واقعا خلاقانه بود اینطور نیست؟
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 16:16  توسط میعاد  | 

نقدی بر رویای خیس(فیلمی که برای نوجوانان ساخته شد)

قبل از هر چیر باید به خانم درخشنده تبریک ویژه ای عرض کنم بابت ...

رویای خیس


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 15:55  توسط میعاد  |